المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
413
مروج الذهب ( فارسى )
« ما منسوب و خويشاوند اسماعيل بوديم و در آنجا حادثهاى براى ما رخ نداده بود و ما از پس نابت متوليان خانه بوديم و بر اين خانه طوايف ميبرديم و بركت نمودار بود اما پروردگار بجاى آن ديار غربتى بما داد كه در آنجا گرگ و دشمن حصار انداز زوزه ميكشد . » عمرو بن حارث بن مضاض اصغر جرهمى نيز درباره حوادث مذكور گويد : « ما متوليان خانه و ساكنان آنجا بودهايم كه هر كس احرام مىبست نذر خويش را بما ميداد پيش از آهوان در آنجا اقامت داشتيم و آن را از بنى هينى بن نبت بن جرهم ارث برده بوديم . » و باز در همين باره گويد : و باز همين باره گويد : « پناهگاه ما جرهم بود و چه پناهگاهى بود كه متوليان خانه خدا و پردهدار بودند و از پس پرهيزگارى در حرم بدكارى كردند و بجاى آن از پس ثواب عقاب ديدند » آنگاه توليت خانه بفرزندان اياد بن نزار بن معد رسيد و ميان مضر و اياد جنگهاى بسيار شد كه بنفع مضر و ضرر اياد بود و اياديان از مكه بعراق رفتند و ما پس از اين شمهاى از اخبار مكه و فرزندان نزار و خزاعه و ديگران را خواهيم آورد . مسعودى گويد اين شمهاى از اخبار جرهم و ديگران بود كه در اين باب آورديم و در صورت ديگر از روايات ديدهام كه نخستين كس از ملوك جرهميان كه در مكه پادشاهى يافت مضاض بن عمرو بن سعد بن رقيب بن هينى بن نبت بن جرهم بن قحطان بود كه يكصد سال پادشاه بود آنگاه پس از وى پسرش عمرو بن مضاض يكصد و بيست سال پادشاهى كرد آنگاه پس از او حارث بن عمرو دويست سال پادشاهى كرد و كمتر از اين نيز گفتهاند آنگاه پس از او عمرو بن حارث دويست سال پادشاهى كرد و كمتر از اين نيز گفتهاند آنگاه پس از او مضاض بن عمرو اصغر بن حارث بن عمرو بن مضاض بن عمرو بن سعد بن رقيب بن هينى بن نبت بن جرهم بن قحطان چهل سال